دستم لای به لایِ زلفهای زُلپیدِم ، زیبای خواب آورست !

دستم لای به لایِ زلفهای زُلپیدِم ، زیبای خواب آورست ،

یکی دو شب که نباشی خر غلطِ بیدار می زنم ،

حضرتِ بلوف می شوم برای خودم ،

که آفتاب زنست ،

اما همین فقط آفتاب می زند ،

هاشا که زنی نبوده باشد هم غلط ِ من ،

 که تو را با این همه شهرتِ خواب نخورده باشمت ،

هِی ! مُنجی ِ خواب های بشری که حتی حشر هم نداشت !

من از میان قرص هایی که خواب می آورند مثلا ،

فقط با تو خوابیده ام ،

صبحَش هم رفته ام سر کار ،

بی هیچ ذنی به هیچ زنی  !"

 

م . خفه خوان

/ 1 نظر / 10 بازدید
شاعر شنیدنی ست

سلام وقت شما بخیر من و چندتا از دوستان تو واتساپ یه گروهی داریم به اسم شعر کوتاه، گاهی از شعرای شما اونجا میذارم(با ذکر نام حتما) ببخشید یه کم دیر اجازه گرفتم [خجالت]